|
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست... دل هر کی با یاری خوشه یار دل ما حســـــــیــــنـــه ترانه ای که دل میبره صدای یا حســـــــیــــنـــه بهشت من حســــیـــنـــه و سرشت من حســـــــیــــنـــه نوشته ی کتاب سرنوشت من حســـــــیــــنـــه ------ هر کی گرفتاری داره ذکره ابوالفضل میگیره نداره هیچ راه چاره ذکر ابوالفضل میگیره هر کسی یاری نداره ذکر ابوالفضل میگیره هر کس نشد مجنون او ، آخر با درده تنهایی مــیمــیره ...
" فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی و پژمرده شدن بوستان فاطمه (س) بر همه ی عاشقانش تسلیت باد " کاش قدر این روزها رو بدونیم...
آقایون بدشانس!
در مدينه چشم گشود؛ به حسين نام گرفت. پدرش اميرمؤمنان بود، و مادرش،فاطمه دختر رسول خدا؛ و برادرش حسن و همه، دست پروردگان محمد رسول الله(ص) .
كنيهاش ابوعبدالله و لقب هايش؛ سيد، طيب، زكي، مبارك، وفي و... از ميانلقبها «سيدالشهدا» بيشتر آورده ميشود، هر چند، اولين بار حضرت رسول اكرم(ص) برعموي خود حمزه نهاد. حسين بن علي(ع) امام سوم شيعيان، شهيد كربلا و خون خدا بود، كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جانفشانى آن حضرت شكل گرفت و تاريخ بشرى را سرشار از حماسه و ايثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان داد و با خون خويش كه در كربلا ريخت،درخت اسلام آبيارى شد و امت مسلمان بيدار گشت. در معرفى آن امام،بايد كتابى قطور نوشت،ليكن در اينجا فشردهاى از زندگى آن حضرت را مىخوانيد: امام حسين(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا(ص) نام اين فرزند زهرا(س) را«حسين» نهاد. وى مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت درباره او فرمود:«حسين منى و انا من حسين...» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود. در دوران پدرش على بن ابى طالب(ع) نيز از موقعيت والايى برخوردار بود. علم، بخشش، بزرگوارى، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيرى از بينوايان، عفو و حلم و... از صفات برجسته اين حجت الهى بود. در دوران خلافت پدرش، در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل» «صفين» و «نهروان» شركت داشت. پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن على(ع) رسيد، همچون سربازى مطيع رهبر و مولاى خويش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پيمان صلح،با برادرش و بقيه اهل بيت«ع» به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبى(ع) در سال 49 يا 50 هجرى، بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران دهساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين(ع) همواره يكى از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاى معاويه و دستگيريها و قتلهاى او بود و نامههاى متعددى در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجر بن عدى و يارانش و عمرو بن حمق خزاعى كه از وفاداران به على(ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال، حسين بن على(ع) يكى از محورهاى وحدت شيعه و از چهرههاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصيت او بيم داشت. با مرگ معاويه در سال 60 هجرى، يزيد به والى مدينه نوشت كه از امام حسين(ع) به نفع او بيعت بگيرد. اما سيد الشهدا كه فساد يزيد و بىلياقتى او را مىدانست، از بيعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مىانجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت. از مدينه به مكه هجرت كرد و در پى نامهنگاريهاى كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براى آمدن به كوفه، آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامههايى براى شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل، در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجرى از مكه به سوى عراق، حركت كرد. پيمانشكنى كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوى كوفه مىرفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين«كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاى يزيدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنهكام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس، كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگى شد و كشته شدن وى، سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاى خفته گرديد. فضايل اين امام شهيد، بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد، چرا كه او آويزه عرش الهى و پرورده دامن رسول خداست. پيامبر خدا(ص) دربارهاش فرمود: قسم به آنكه مرا بحق به پيامبرى فرستاد، حسين بن على در آسمان بزرگتر از زمين است و بر سمت راست عرش الهى نوشته است «مصباح هدى و سفينة نجاة». امام صادق (ع) می فرماید: ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً. برای شهادت امام حسین (ع)، حرارتی در دل های مؤمنان عاشق وجود دارد که تا ابد، سرد شدنی نیست. به امام حسين(ع) عرض شد بيم تو از پروردگارت چه فراوان است؟ فرمود: در روز قيامت جز آنكس كه در دنيا خوفِ خدا داشته، كسی ايمن نيست. "سلام بر لب تشنه ی حسین و یارانش" کربلا لبریز عطر یاس شد
نوبت جانبازی عبّاس شد
بازوانش مرگ را بی تاب کرد
تیغ های تشنه را سیراب کرد
تا کنون عباس ها را دیده ای ؟
بوسه ای از دست آنها چیده ای ؟
بنگر این مستان آتش خورده را
بازوان تیر و ترکش خورده را
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بارش ابر کرامت بر کویر شیعه یعنی هفت وادی اضطراب
شیعه یعنی تشنگی در شطّ آب
آب گفتم ، سینه ها بی تاب شد
خیمه ها از آه و آتش آب شد
آب گفتم ، تشنگی بیداد کرد
کودکم بی تاب شد ، فریاد کرد
بر زبانش شعله ی آه و عطش
شد ز تیر کین گلویش آبکش
آفتاب از روی زین افتاده است
مشک آبش بر زمین افتاده است
کیست این ساقی که بی دست آمده ست ؟
کز سبوی تیغ سر مست آمده ست
کیست این ساقی که در خون پا نهاد ؟
تیر ها را دید و پیشانی گشاد
کیست این ساقی که بر خود پا گذاشت ؟
آب را در حسرت لب ها گذاشت
مشک من لبریز آب و آبروست
چشم من با خیمه ها در گفتگوست
ای خدا این مشک را از من مگیر
گر گرفتی اشک را از من مگیر
شیعه بی اشک شمع مرده است
کز غم بی آتشی افسرده است
نسبتی دارند با هم آب وگل
اشک می شوید غبار از چشم دل
اشک ای عجز ای ثبوت بندگی
چشمه ی جوشان آب زندگی
اشک ای تسبیح احمد در حرا
غرق در خون کن تماشای مرا
اشک ای سر تسلای علی
وی سکوت آلوده فریاد جلی
اشک ای آئینه ی بی تار وپود
همدم زهرا به شبهای کبود
اشک ای آرام جان بیقرار
بر رکاب ناقه ی زینب ببار
********* فرا رسیدن ماه محرم و ایام عزاداری امام حسین (ع) و یاران باوفایش را به همه ی عاشقان تسلیت عرض میکنیم. ان شاالله عزاداری ها و دعاهای همه ی ما تو این ماه مورد قبول واقع بشه و بتونبم به خودمون بیایم و ازین ماه نهایت استفاده رو ببریم. به همین مناسبت براتون ۴ تا مداحی فوق العاده زیبا میذاریم واسه دانلود که پیشنهاد میکنیم حتمآ حتمآ حتمآ دانلود کنین. خواننده ی اولی جواد مقدم هستش که اسم آهنگ هستش " خداوندا علمدارم نیامد ". خیـــــلــی قشنگه.دومین آهنگ که با بقیه متفاوت تره مختاری خونده که اسمش هست " وصف قیامت ".باور کنین این آهنگ دیوانه کنندس خیِِِــلی خیـــلی قشنگه.راجب اتفاقایی که توی قیامت میفته میگه و وعده ی شیرین شفاعت حضرت فاطمه ی زهرا (س) و ... یکی از بهترین آهنگهایی هستش که ما شنیدیم فوق العادس.تکان دهنده اس آهنگش. سومی هم که احتمال خیلی زیاد شنیدین ولی خوب واسه زیباییش ما باز گذاشتیم که هر کی نداره دانلود کنه .سومی رو محمود کریمی خونده به نام " حسین عشق منی " . حجم هاشون زیاده آهنگها ولی خیلی ارزش داره حتمآ این 3 تا آهنگ رو اگه گوش نکردین حتمآ گوش کنین.چهارمی هم که به درخواست زینب جون گل میذاریم که محمود کریمی خونده به نام " بابام میاد... " که خیلی قشنگه. ما رو از دعای خیرتون تو این ماه بی نصیب نذارین.خیلی التماس دعا داریم.قربون همگی. آقایون بدشانس!
دختری را که در تصویر می بینید ، کتی کرکپاتریک نام دارد؛ کتی 21 ساله به همراه نامزد 23 ساله خود نیک برای جشن عروسی شان آماده می شوند.
این عکس تنها چند دقیقه قبل از مراسم عروسی این دو جوان ، در روز 11 ژانویه 2005 گرفته شده است. کتی مبتلا به سرطان است و بیماری وی در بدترین وضعیت خود قرار دارد؛ وی مجبور است هر روز ساعاتی زیر نظر پزشک و دستگاه های مخصوص قرار بگیرد. در این عکس ، نیک منتظر است تا کتی یکی دیگر از شیمی درمانی هایش به پایان برساند. کتی علیرغم تمام درد و رنج ناشی از بیماری سرطان ، ضعف بدنی ، شوک های ناشی از تزریق پی در پی مورفین ، قصد دارد مراسم عروسی خود را بدون هیچ عیب و نقصی برپا کند . وی به خاطر بیماری اش همیشه در حال کاهش وزن است ، به همین خاطر مجبور شد هر چه به روز عروسی اش نزدیک تر می شود ، لباس عروسی اش را کوچک تر و کوچک تر کند. کتی در ویلچیر خود نشسته و به ترانه ای که نیک و دوستانش می خوانند گوش می دهد. کتی تنها پنج روز بعد از مراسم عروسی اش فوت کرد. دیدن زنی که علیرغم بیماری سرطان و آگاهی به عمر کوتاه مدت اش ، ازدواج می کند و تمام مدت لبخند بر لب دارد ما را به این فکر می برد که خوشبختی دست یافتنی است ، مهم نیست چقدر دوام می آورد. خوب ! به نظرتون این عشق واقعیه یا این عشق های الان که ۲ روزه عاشق میشن ۲ روزه از هم متنفر؟؟ کدومش معنیش عشق واقعیه؟؟؟ عشقی که یه سری ابله و احمق خرابش کردن و با یه شماره دادن و گرفتن سه سوته عاشق و کشته مرده ی هم میشن بعد میفهمن که طرف با ۶ تای دیگه هم هست و بعد افسرده میشن آهنگ غمگین گوش میکنن احساس میکنن بدبخت نرین آدم روی زمینن و اگه دختر باشه فکر میکنه پسرا از دم نامرد وعوضین یا اگه پسر باشه برعکس! بعدش به فکر خودکشی میفتن و بی برو برگرد حتمآ شده باشه از عمد یه کاری میکنن که کمه کم سرما بخورن تا لاقل پاشونو حتمآ برسونن به بیمارستان که به همه عمق فاجعه رو نشون بدن! بعدم که ظاهرآ از یک قدمی مرگ رهایی یافتن!!! یه جمله ی تاریخی میگن : " تا عمر دارم دیگه عاشق کسی نمیشم! " ولی نمیدونه که باز پس فردا که داره تو خیابون راه میره قراره شاهزاده ی سوار بر خره سفید بیادو دلشو مجددآ ببره و دوباره عشق و آهنگ غمگین و خودکشی و تیمارستان و هزیون! اینا حکایت این جکه جوونای الانیه! کارایی که در راه واژه ی " عشق " میکنن و کلی هم احساس غرور مکینن و حال میکنن! نمیدونم اگه معنیش واقعآ اینه پس این قضیه ی بالا حکایتش چیه ؟؟؟ باید از منفی بافی دست برداریم ؛ زندگی آنقدرها هم که فکر می کنیم پیچیده نیست. نتیجه گیری : " عشق واقعی را خز نکنین جون بچه تون ! " ------ زندگی کوتاه است " یا حق " آقایون بدشانس!
|
About![]()
به نام خدایی که چشمها او را نمی بیند ولی او همه ی چشمها را می بیند.
Home
|